User avatar

Faraz Vahedi

@kfv Joined on April 14, 2020

906 translations 2 suggestions 1 comment

Persian

Project Translated Untranslated Untranslated words Checks Suggestions Comments
FreeBSD Doc 55% 83,405 1,624,183 59,806 14

Nothing to list here.

Nothing to list here.

Daily activity

Daily activity

Weekly activity

Weekly activity
Well, of course it is a file format. But from the perspective of data communications, a file format is a protocol: The file structure is a <emphasis>language</emphasis>, a terse one at that, communicating to our <emphasis>process</emphasis> how the data is organized. Ergo, it is a <emphasis>protocol</emphasis>.
البته که این یک قالب پرونده است. اما از منظر ارتباطات داده، یک قالب پرونده یک قرارداد است. ساختار پرونده یک <emphasis>زبان</emphasis> است، یک زبان مختصر، که <emphasis>فرآیند</emphasis> ما را در روند سازمان‌دهی داده مطلع می‌سازد. بنابراین، یک <emphasis>قرارداد</emphasis> است.
11 days ago
To inform our software how to handle the raw data, it is encoded as a <acronym>PNG</acronym> file. It could be a <acronym>GIF</acronym>, or a <acronym>JPEG</acronym>, but it is a <acronym>PNG</acronym>.
برای مطلع‌سازی نرم‌افزار ما از نحوهٔ مدیریت داده‌های خام، تصویر به‌عنوان یک پروندهٔ <acronym>PNG</acronym> کدگذاری شده‌است. می‌توانست یک <acronym>GIF</acronym>، یا یک <acronym>JPEG</acronym> باشد، اما یک <acronym>PNG</acronym> است.
11 days ago
Alas, our software has no way of knowing how the raw data is organized: Is it a sequence of <acronym>RGB</acronym> values, or a sequence of grayscale intensities, or perhaps of <acronym>CMYK</acronym> encoded colors? Is the data represented by 8-bit quanta, or are they 16 bits in size, or perhaps 4 bits? How many rows and columns does the image consist of? Should certain pixels be transparent?
افسوس، نرم‌افزار ما هیچ راهی برای تشخیص نحوهٔ سازماندهی داده‌های خام ندارد: آیا این یک دنبالهٔ مقادیر <acronym>RGB</acronym> است، یا دنباله‌ای از شدت طیف خاکستری‌ها، یا شاید هم رنگ‌های کدگذاری شدهٔ <acronym>CMYK</acronym>؟ این داده‌ها توسط ذرات هشت بیتی نمایش داده شده‌اند، یا اندازهٔ آنها شانزده بیت، و یا شاید چهار بیت است؟ تصویر متشکل از چند ردیف و ستون است؟ آیا پیکسل‌های خاصی باید شفاف باشند؟
11 days ago
As data travels from one computer to another, it always uses more than one protocol. These protocols are <emphasis>layered</emphasis>. The data can be compared to the inside of an onion: You have to peel off several layers of <quote>skin</quote> to get to the data. This is best illustrated with a picture:
وقتی داده از رایانه‌ای به رایانه‌ای دیگر حرکت می‌کند، همیشه از بیش از یک قرارداد استفاده می‌کند. این قراردادها <emphasis>لایه‌لایه</emphasis> هستند. داده را می‌توان با داخل یک پیاز قیاس کرد: باید رسیدن به داده، باید چند لایه از <quote>پوست</quote> را جدا کنید. این موضوع بهتر است با یک تصویر تشریح شود:
11 days ago
While various programming languages tend to have complex syntax and use a number of multi-letter reserved words (which makes them easy for the human programmer to understand), the languages of data communications tend to be very terse. Instead of multi-byte words, they often use individual <emphasis>bits</emphasis>. There is a very convincing reason for it: While data travels <emphasis>inside</emphasis> your computer at speeds approaching the speed of light, it often travels considerably slower between two computers.
در حالی که زبان‌های مختلف برنامه‌نویسی دارای قواعد نحوی پیچیده‌ای هستند و از تعدادی واژگان چند حرفی رزرو شده استفاده می‌کنند (که درک آنها را برای انسان برنامه‌نویس آسان می‌کند)، زبان‌های ارتباطات داده بسیار مختصر هستند. به جای واژگان چند-بایتی، اغلب از <emphasis>بیت‌های</emphasis> منفرد استفاده می‌کنند. یک دلیل بسیار قانع کننده برای آن وجود دارد: در حالی که داده <emphasis>داخل</emphasis> رایانهٔ شما با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می‌کند، غالباً بین دو رایانه به‌طور قابل توجهی کندتر حرکت می‌کند.
11 days ago
It is the same with computers: The same symbols may have different, even outright opposite meaning. Therefore, for two computers to understand each other, they must not only agree on the same <emphasis>language</emphasis>, but on the same <emphasis>interpretation</emphasis> of the language.
در مورد رایانه‌ها نیز همینطور است: نمادهای مشابه می‌توانند معانی متفاوت، یا حتی کاملاً مخالف داشته باشند. بنابراین، برای اینکه دو رایانه همدیگر را بفهمند، آنها نه تنها باید بر روی یک <emphasis>زبان</emphasis> یکسان، بلکه بر روی <emphasis>تفسیر</emphasis> یکسان از آن زبان اتفاق داشته باشند.
11 days ago
I then remembered I had been told that in Bulgaria shaking your head sideways meant <emphasis>yes</emphasis>. Quickly, I started nodding my head up and down. The vendor noticed, took his almonds, and walked away. To an uninformed observer, I did not change the body language: I continued using the language of shaking and nodding my head. What changed was the <emphasis>meaning</emphasis> of the body language. At first, the vendor and I interpreted the same language as having completely different meaning. I had to adjust my own interpretation of that language so the vendor would understand.
بعد به یاد آوردم که در بلغارستان تکان دادن سر به طرفین به معنی <emphasis>پاسخ مثبت</emphasis> است. به‌سرعت شروع به تکان دادن سرم به بالا و پایین کردم. فروشنده متوجه شد، بادام‌هایش را برداشت، و رفت. برای یک ناظر ناآگاه، من زبان بدن را تغییر ندادم: به استفاده از زبان تکان دادن سرم ادامه دادم. چیزی که تغییر کرده بود، <emphasis>معنای</emphasis> زبان بدن بود. در ابتدا، فروشنده و من هر دو یک زبان را با معانی کاملاً متفاوت تفسیر کردیم. من باید تفسیر خود را از آن زبان به‌گونه‌ای تنظیم می‌کردم تا فروشنده درک کند.
11 days ago
I had not learned much Bulgarian by then, so, instead of saying no, I shook my head from side to side, the <quote>universal</quote> body language for <emphasis>no</emphasis>. The vendor quickly started serving us some almonds.
من تا آن زمان بلغاری زیادی یاد نگرفته بودم، بنابراین به‌جای نه گفتن، سرم را از طرفی به طرف دیگر تکان دادم، زبان بدنیِ <quote>جهانی</quote> برای <emphasis>پاسخ منفی</emphasis>. فروشنده به‌سرعت شروع کرد به سرو کردن مقداری بادام.
2 weeks ago
People often think that <emphasis>body language</emphasis> is universal. But it is not. Back in my early teens, my father took me to Bulgaria. We were sitting at a table in a park in Sofia, when a vendor approached us trying to sell us some roasted almonds.
مردم اغلب فکر می‌کنند که <emphasis>زبان بدن</emphasis> جهانی است. اما اینطور نیست. در اوایل نوجوانی، پدرم مرا به بلغارستان برد. ما در پارکی در صوفیه سر میزی نشسته بودیم که فروشنده‌ای به ما نزدیک شد و خواست تا مقداری بادام برشته شده به ما بفروشد.
2 weeks ago
We have already hinted on the <emphasis>diversity</emphasis> of networking. Many different systems have to talk to each other. And they have to speak the same language. They also have to <emphasis>understand</emphasis> the same language the same way.
ما پیشتر به <emphasis>گوناگونی</emphasis> در شبکه اشاره کرده‌ایم. بسیاری از سامانه‌های مختلف باید با یک‌دیگر صحبت کنند. و باید به زبانی یکسان صحبت کنند. همچنین باید آن زبان یکسان را به شیوه‌ای یکسان <emphasis>بفهمند</emphasis>.
2 weeks ago
Browse all changes for user